خط داستانی
این فیلم داستان رابطه عاشقانه شیرون و علی را روایت میکند که با موانع زیادی روبرو است. علی به عنوان خیاط در روستا کار میکند. یک روز، شیرون به فروشگاه میآید تا پارچهای بخرد و علی و شیرون در نگاه اول عاشق هم میشوند. اما علی و برادر شیرون، کورتچا، به خاطر یک بدهی با هم در تضاد هستند. کورتچا قصد دارد شیرون را به دوستش زوهتو بدهد تا پولی به دست آورد. به همین دلیل، او فشار میآورد که شیرون از علی دور بماند.