خط داستانی
ساراِوو، سال ۱۹۹۳. هاسکا بیست و هشت ساله است. او عاشق اهلویر است، اما بیشتر از آن پسر هشت ساله آنها دنیس را دوست دارد که از زمان آغاز جنگ جایگاه اصلی زندگی او شده است. هاسکا سعی میکند زندگی روزمرهاش را تا حدی عادی کند. مرگ اهلویر در جبهه این عادی بودن ظاهری را شکسته و از هم میپاشد