خط داستانی
افسانه ترسناک بوریس کارلوف در این داستان معمایی که به ندرت دیده میشود، بازی میکند. سیدنی سیلچستر، یک استاد دانشگاه، در حال لذت بردن از تعطیلات تابستانی خود در یک روستای آرام انگلیسی است. تعطیلات آرام او به یک کابوس تبدیل میشود زمانی که شهر به وسیله یک دسته زنبورهای قاتل مورد حمله قرار میگیرد. یکی از معدود افرادی که فرار میکند، سیلچستر به پناهگاهی نزد یک مرد سالخورده و گوشهگیر به نام "آقای مایکرافت" میرود. با کمک این مرد پیر، استاد متوجه میشود که زنبورها توسط یک قاتل دیوانه آزاد شدهاند. در حالی که این دو مرد به سمت دیوانه نزدیک میشوند، سیلچستر متوجه میشود که مایکرافت یک بازنشسته عادی نیست و در واقع ممکن است بزرگترین کارآگاه از همه آنها باشد.