خط داستانی
مارک پیلتون همسر جوانش، لارا، را دارد که معتاد به مواد مخدر و دزدگری است. در حال توهم، او به پدرش، جان کلوِرت، نامهای مینویسد و شوهریاش را به وحشیانه نابود کردن زندگیاش متهم میکند، سپس دست به خودکشی میزند. کلوِرت، حقیقت را میداند، نامه را کنار میگذارد. ده سال میگذرد و کلوِرت امیدوار است دخترخواهرزادهاش، پاولین، با مارک ازدواج کند، اما او تحت جاذبههای کاوشگر ثروت، الهامِر دانبی، افتاده و تصمیم دارد با او فرار کند. هنگامی که کلوِرت میمیرد، اموالش را به طور مشترک به پاولین و مارک میدهد، به شرطی که ازدواج کنند. اگر یکی انکار کند، تمام اموال به دیگری میرسد. پاولین، پس از یافتن نامه، ابتدا اعلام نامزدی با دانبی میکند و حقوق خود را از دست میدهد، اما وقتی دانبی به عنوان دَزِگیر شناخته میشود و حقیقت در مورد مارک روشن میشود، آنها ازدواج میکنند.