خط داستانی
جورج روز خوبی نخواهد داشت. او مجبور میشود با مادرش و همسر سلطهگرش جیمِنا مبارزه کند. همه اینها در سالگرد ازدواج اول او اتفاق میافتد. علاوه بر این، جیمِنا با دیدار شگفتانگیز از دوستی خود سِسیلیا، بیوهای جوان و مرموز، مواجه میشود. در دفتر کار جورج، پابلوی یکی از کارگرانش به ترِسو کمک میکند تا عشق کارلا، منشی حساس دفتر، را به دست آورد.