خط داستانی
یک روستایی سالخورده که با صدای زنگها به یاد روزهای کودکیاش در گروه کر کلیسا میافتد، به در کلیسا میرود و از کشیش میخواهد که اجازه دهد دوباره بپیوندد و بخواند. او در محراب جان میدهد، خوشحال.
یک روستایی سالخورده که با صدای زنگها به یاد روزهای کودکیاش در گروه کر کلیسا میافتد، به در کلیسا میرود و از کشیش میخواهد که اجازه دهد دوباره بپیوندد و بخواند. او در محراب جان میدهد، خوشحال.