خط داستانی
بافندگان لاغر و نحیف کارهای خانگی خود را به صاحب کارخانه، درایسیگر، تحویل میدهند و دستمزدهایی دریافت میکنند که نه میتوانند با آن زندگی کنند و نه بمیرند. بهدلیل گرسنگی، آنها درخواست پول بیشتری میکنند، اما بیفایده است. تنها نانوا جوان و ذخیرهچی یاگر در برابر این وضعیت مقاومت میکنند و هر دو موفق میشوند گروه بزرگی از بافندگان را به شورش علیه صاحب کارخانه تشویق کنند. آنها به خانه او حمله میکنند و آن را ویران میکنند، و او فرار میکند. شورش ادامه مییابد و بافندگان به روستاهای اطراف میروند، جایی که افراد بیشتری به آنها ملحق میشوند. کمی بعد، نظامیها برای مداخله در برابر جمعیت خشمگین و بازگرداندن نظم قدیمی میرسند...