خط داستانی
وییتیا کساتکین دارای یک علاقه عجیب است؛ او به ورزش سَوموی ژاپنی میپردازد. عشق او به سُومو از پدرش درونش کاشته شد، پدری که هشت سال پیش خانواده را ترک کرد و به ژاپن رفت. سالهاست پسر با یک رؤیا زندگی میکند تا به تورنمنت جوانان در ژاپن برسد، به امید اینکه پدرش او را ببیند، بفهمد که اشتباه کرده است و به سوی آنها بازگردد.