خط داستانی
زنی ثروتمند و طماع به نام سوائرا دیشمukh باai باجی قانون و نظم روستای خود است و هر چیزی را به کنترل خود دارد اما کلام دخترش جیوتی نظرش را تغییر می دهد و تصمیمش را عوض می کند پسرش ویلاس از املاک او نگهبانی می کند و مانند عروسک خیمهٔ اوست ویلاس با Uma از طبقه میانه ازدواج می کند و بهاى مهریه زیادی می گیرد که خانوادهٔ وی توان پرداخت آن را ندارد Uma اغلب توسط باجی دیشمukhai شکنجه می شود و ویلاس نیز از او حمایت می کند وقتی برادر Uma به نام Deepak می فهمد که عشق او جیوتی با زنِ خواهرش ازدواج کرده است، جیوتی را با عجله ازدواج می دهد و املاک دیشمukhai را تقسیم می کند تا به او درس بدهد