خط داستانی
یک کارآفرین جوان به نام اسکوورا توسط یک باند آبدار تحت اذیت قرار می گیرد و برای حفظ عزیزانش دست به قتل می زند به زندان محکوم می شود و به زندان می رود جایی که باید برای بقا در محیط سایر محکومان مبارزه کند ناامید از عدالت از کسانی که دوستش دارند جدا می شود و برای حفظ عزت و انسانیت باید قدرتی برای زنده ماندن پیدا کند هر روز اینجا مبارزه ای برای حفظ کرامت است بازی زندگی است و با قوانین شدید بی رحمانه ای پیش می رود سیکورا با این مبارزه روبه رو می شود و نمی تواند شکسته شود او بر خلاف چیزی که به دست می آید اتحاد پیدا می کند و دوستانی پیدا می کند و از حقوق بشر فعالان کمک می گیرد تا باور کند که هنوز همه چیز برای او از دست نرفته اما تصمیم های کلیدی فراتر از دیوارها اتخاذ می شوند