خط داستانی
جاناتان رودچِر مردی متوسط است که فراتر از توان زندگی میکند و به قمار اعتیاد دارد. همسرش میداند او قمار کرده، اما از شدت این اعتیاد بیخبر است. او همسرش را راضی میکند تا خانه را رهن بدهند تا بدهیهایشان را جمع کنند. هدف او فقط پیشبردن شرایط است و اکنون بزرگترین قمار را میکارد. پس از باخت شرط، اکنون با بازجویی روبهرو میشود؛ اما توسط چه کسی؟ تصور کنید که توسط کسی که حقیقت هر کار شما در تمام زندگیتان را میداند مورد سوال قرار بگیرید. به نظر میرسد راه فرار وجود ندارد.