خط داستانی
یک نابغه موسیقی جوان ویولن با مشکلاتی از جمله رابطه آزاردهنده با دوست پسر و فشار فرصت شرکت در سمفونی بالتیمور روبرو است. وقتی جراحی ناقص برای برداشتن کیست از دست او دست میدهد و او دستش فلج میشود، او و پدرش از پزشک و بیمارستان شکایت میکنند. آنها در دادگاه شکست میخورند و پدر از وجود فساد و تبانی مطلع میشود. به فرمان از هم پای خود فراتر میرود و به کارگاه خود باز میگردد. او دستهای فلزی منحصر به فردی میسازد که دارای سلاحهای کشنده هستند!