خط داستانی
دیمیتری تنها و افسرده است: از زمانی که فروشگاه لوازم مهمانی اش ورشکسته شد، در وضعی مرده به نظر می رسد با آشفتگی های خانه و مشکلات روزمره مانند فریزر نم دار دست و پنجه نرم می کند. ماری ناگهان رابطه اش را تمام کرده و تصمیم می گیرد سفری آغاز کند. او از طریق وب سایتی برای اقامت ارزان دیمیتری را پیدا می کند. به نظر می رسد چیزی زیبا ممکن است بین آن دو شکل گیرد، شاید حتی عاشقانه. اما همه چیز آن طور که به نظر می رسد در این داستان ظلمانی جادو نیست.