خط داستانی
خانم فریکوت شوهرش را در حال نشستن با زن دیگری روی پایش میبیند و از او میخواهد که خودکشی کند. او به آرامی از خانه خارج میشود و از دو دوستش همکاری میخواهد. وقتی به خانه برمیگردد، آقای فریکوت به هوا شلیک میکند. همسرش به اتاق میریزد و دو دوست برای جمعآوری آقای فریکوت با تابوت میآیند. تنها در آن لحظه خانم فریکوت نامهای را میخواند که شوهرش دریافت کرده بود و در آن گفته شده بود که خواهرزادهاش به دیدن آنها میآید. او با حیرت متوجه میشود که زن روی پای شوهرش خواهرزادهاش بوده است. او در کنار تصویری از آقای فریکوت مینشیند و از او طلب بخشش میکند. در آن لحظه آقای فریکوت از تصویر خارج میشود. همه چیز با یک نوشیدنی بخشیده میشود.