خط داستانی
ساشا شانزده تا هجده ساله است و در تصمیم گیری برای نقاشی به عنوان حرفه مردد است او نمیخواهد مادرش را ناامید کند که میخواهد او شغل امنی اختیار کند ملاقات با پدر که هرگز او را نمیشناخته را پیچیده تر میکند اما زمانی که با دختر عجیبی به نام ژنیا روبهرو میشود راهی به جز بزرگ شدن ندارد