خط داستانی
خسته..! داستان مایکل و دوستانش مانی و دانی است. هر سه نفر در نهادی روانپزشکی بستری هستند و هدفی واحد دارند: بیرون رفتن از آنجا. تعامل پویا بین شخصیتها زمینهساز میشود و دیدگاهی به جهان درونی شخصیتِ دچار اختلال شیدایی-افسردگی ارائه میدهد. موضوعی جدی با رویکردی سرگرمکننده و صریح.