خط داستانی
عاشق کرد شخصی به نام اکتای است مردی که با او زندگی می کنم به روستایشان در کردستان می رویم منطقه ای که به موجب جنگ به سکوتی طولانی فرو رفته است در این مکان محبت ورزیدن به دیگران با تسلط بر آنان خلط می شود با طنز شخصیت های این فیلم راه هایی را در جامعه خود برای اثبات وجود واقعی خود پیدا می کنند یک جادوگر در برابر تلویزیون به حال توهم می افتد یک زاهد در خواب ازدواج می بیند یک گوسفندزن می خواهد از بالای کوه پایین برود سربازان بر روستا نظارت می کنند مردی از اروپا برای درخواست دست یک زن جوان می رود از این موقعیت هاست که پی می بریم چگونه خانواده ها هر چه توانند انجام می دهند تا با هم زندگی کنند از هر لحظه بهترین یا بدترین را بگیرند