خط داستانی
صدایی میگوید: در خانه کناری، مرد سالخوردهای تنها زندگی میکرد. وقتی او مرد، یادداشتهایی پیدا شد که احتمالاً در طول زندگیاش، رویدادهای مختلف روزمرهاش را ثبت کرده بود. دستی یادداشت سال ۱۹۶۸ را باز میکند. خطی زیبا و دقیق، مواردی را که در تلویزیون دیده شده، پیشرفتهای فنی و فرداهای شاد را فهرست میکند - پیادهروی طولانی با "مادر" در خیابانهای مونترئیل، داستانهای کوچک از کارگاه نقشهبرداری در مؤسسه جغرافیایی ملی (جایی که آقای م کار میکند)، خرابی یخچال... همچنین شگفتیهایی مانند اولین باری که به یک گدا سکهای میدهد، یا وقتی که "پدر" میانوعده فراموششده را به محل کار میآورد. و در فواصل منظم: "من بهخوبی خودم را میشویم"... بهطور خلاصه، زندگیای متعادل، تا اوایل ماه مه که پژواکهای دنیای آشفته به دفترچه راه مییابند: شورشها، اعتصاب عمومی...