خط داستانی
لَدی و خانم با سگی طلای بداندیش به نام گلدن رِتریور در یک شکار مرغان کبک دنبال میشود. صحنههای شکار با فلاشبکهایی از گذشتهٔ پر از درد لَدی به عنوان توله سگ که از مادرش جدا شده تزیین میشود. در شکار، لَدی با انواع آزار جسمی و کلامی مرتبط با رفتار با سگ نگهبان مواجه میشود و ناکارآمدی در هدایت و بازگرداندن پرندگان مرده منجر به تنبیههای مداوم میشود. لَدی تبدیل به دریافتکنندهٔ آزار میشود.