خط داستانی
در شهری کوچک با تقسیم نژادی بزرگ شده استِلی، مادری جوان سفیدپوست و معتاد و فرزند نامشروعی از یک دانشجوی آفریقای-آمریکایی را می بیند که با جیمز آشنا می شود. جیمز نمی داند که او فرزندی دوار دارد و تلاش می کند حضانت بگیرد. آنان با هم برای عبور از دوران کودکی آسیب دیده او به مبارزه می پردازند تا از دو دنیای مختلف خود عبور کنند