خط داستانی
الکساندر لایم، رمانتیک و رویاپرداز در دل، عمیقا به جنگلهای ونزوئلا سفر میکند تا رودخانهٔ الماسی جِیمی آنگل را بیابد. هرچند مشخص نیست موفق شد یا نه، ساکنان کانایما هنوز او را به عنوان نیاکانشان که مردِ «سلطنتِ الماسها» بودهاند، میشناسند. با بهدست آوردن اعتماد، لایم باید چیزی را ببیند که هیچ مرد دیگری هرگز ندیده بود، اما ورود به آنجا برای همیشه ممنوع میشود.