خط داستانی
لاو یانگ رئیس لجستیک گروه است. او مسئول تجهیزات، مصالح ساختمانی و غذا (عمدتاً مرغ) است که باید به کمپ پیش ساخته ایزوله چینی برسد. دولت کنگو قرار بود این موارد را تحویل دهد اما تا کنون تیم هیچ چیزی دریافت نکرده است. با ادی (مرد کنگویی که به طور روان ماندارین صحبت میکند) به عنوان واسطه، لاو یانگ مجبور است کمپ را ترک کند و با کارآفرینان محلی کنگو تعامل کند، زیرا بدون مصالح ساختمانی، کارهای جاده متوقف خواهد شد. آنچه در پی میآید یک ترن هوایی بیپایان، سخت، اما به طرز مضحکی خندهدار از مذاکرات و سوءتفاهمهاست، در حالی که لاو یانگ درباره روشهای کنگوییها در انجام معاملات میآموزد.