خط داستانی
سنگی از آسمان در دهکدهای کوهستانی فرو میزند. دو دوست برای پیدا کردن آن راهی روستا میشوند. در راه صحبت میکنند، دوست درگذشتهای را به یاد میآورند، میخندند، بحث میکنند، با جویندگان دیگر روبه رو میشوند. در طول راه شعر خوانده میشود، شعر شنیده میشود و در باد حس میشود. از آغاز روز تا پایان نور. خداحافظیهای متعدد، اما همچنین برخوردها و وعدهها. فیلمی دربارهٔ دوستیها، مناظر زمستانی و چیزی بیهوده و لازم مانند شعر.