خط داستانی
وقتی مادر تنها مگان نولان به یک شهر جدید نقل مکان میکند، احساس گناه میکند که دختر ده سالهاش، کایتلین را از محیطش دور کرده است. با دیدن اینکه تنها دوست دختر کوچک، یک سگ همسایه است، مگان تصمیم میگیرد یک حیوان خانگی از پناهگاه برای کایتلین بهدست آورد. او بلافاصله از تصمیمش پشیمان میشود وقتی کایتلین به بزرگترین و کثیفترین سگ در پناهگاه، جیک، علاقهمند میشود. خانه زیبا و جدید مگان اکنون در هم ریخته است و در حالی که مگان در حال فکر کردن به بازگرداندن جیک به پناهگاه است، بازیکن جذاب بن ظاهر میشود و ادعا میکند که جیک سگ اوست، نتیجهای ناخواسته از باز گذاشتن در توسط هماتاقیاش. مگان و بن با هم درگیر میشوند. بن میخواهد سگش را بگیرد و برود، تا اینکه میبیند کایتلین به اندازهای که او میتواند، جیک را دوست دارد. حالا واضح است: تولهسگی که همه دوستش دارند، کمتر از حق حضانت مشترک شایسته نیست.