خط داستانی
در محلهای که مردم با آرامش و سکوت زندگی میکنند، با ورود ملیحهٔ زیبا حلقههایی از روابط مختلف پدید میآید؛ او با نقاشیهای داوطلبانه بر دیوارهای ترانسفورماتورها بهِ ساکنان محله تشویق میکند تا هنر را ارج نهند. سزن که در تعقیب طوحی باطنآزاده، تولاگا مردانهٔ جوان را دنبال میکند و ملیحه که به محله میآید در میانهٔ عشق افسانهای حسن قصاب و منوّور خیاط، در کشف رازهایی که مدتهاست مخفی ماندهاند، مشارکت میکند. ملیحه در نهایت در قلب تولاگا به گرانبهاتین گنج تبدیل میشود؛ اما با روشنشدن گذشتهٔ پُر از راز تولاگا و زخمانهای کودکی ملیحه، توازن محله دستخوش تغییر میشود. در پایان این تغییرات، با سورپرایسی، پایان خوش داستان فرا میرسد.