خط داستانی
کارلا با تماس پریشان کننده ای از مادرش آن تماس بر می دارد. مادربزرگش، مامی، می خواهد بم یرد. با این خبر تصمیم می گیرند برای بودن با هم یکی دیگر از آخرین دیدارها را شکل دهند تا با مامی خداحافظی کنند. آشنایی دوباره که در ابتدا مهربان بود، با روشن شدن کینه های کهنه در سایه تاریخ فراموشی خانوادگی تیره می شود.