خط داستانی
فیلم سفر کاراکتر خیالی و وجود نامشخصی که توسط هنرمند نمایش ترنس بیوجانلل اجرا میشود را با مواجهههای مستند در یک سفر شبانه با خودرو در شهر فرشتگان ترکیب میکند. مشاهدات مردم عبوری همراه با صدای مولد هوش مصنوعی که روایت از مصاحبهها به صورت اول شخص میخواند با سکانسهایی از رقص کاراکتر اصلی به آهنگ فرانتیر از هالی هرندون درهم میآمیزد. فیلم به روایتها به عنوان مرکز و حد تجربه جهان انسانی و خودآگاهی میپردازد و مفهوم روح انسانی نامیرا در دوران دادهگرای نوین و زمانهٔ فاسد سرمایهداری را به عنوان روایت جمعی ایالات متحده بررسی میکند. این فیلم تأملی بر روایتپردازی و سفری شاعرانه به سویی تاریک در عصر جدید است