خط داستانی
کمال از قهرمانان جنگ اکتبر است که برای چهار سال اسیر میشود و همسرش مانال از او طلاق میگیرد زیرا او را مفقود میپندارد. در جریان عروسیاش با محمد، مرد ثروتمند، برادر کمال به او میگوید که از اسارت بازگشته است؛ بنابراین مانال از تکمیل ازدواج امتناع میکند و رویدادها تشدید میشود.