خط داستانی
دو دوست در روزی تابستانی با هم ملاقات میکنند. یکی از بیحسی بازویش میگوید که از صبح همان وضعیت را دارد. دیگری برخوردش با مادر همسر عزادارش و اندوه خود را بازگو میکند. در عین حال، یک بستنی ذوب میشود.
دو دوست در روزی تابستانی با هم ملاقات میکنند. یکی از بیحسی بازویش میگوید که از صبح همان وضعیت را دارد. دیگری برخوردش با مادر همسر عزادارش و اندوه خود را بازگو میکند. در عین حال، یک بستنی ذوب میشود.