خط داستانی
در جهانی که پیش از زمانهٔ او شکل گرفته است، کایا راههای آرامتر، کندتر و آزادانهتری برای بودن میآموزد. وقتی مادرش، جِی-جی، بهطور غیرمنتظرهای حضور مییابد، با خود کُند ویرانگریِ نسلی را میآورد که کایا بهطور خاموشانه با آن روبهرو شده بود. بهجای مقاومت در برابر حضور مادرش، کایا میآموزد با آن همراه شود. او به دنبال پناه در مراسمِ شفابخش با حلقهای از زنان که به آنها اعتماد دارد میگردد، تحت راهنمایی شفادهندهای قدرتمند به نام مارتا، که داروی باستانیِ Rapé، چیزی را که مدتها در کایا مدفون بود، گشوده و زخمِ نسلیِ او را آرام میکند. از طریق اشکها، دود مقدس و غرش اقیانوس، سفرِ او آشکار میشود. و او شهامت یافتن برای نگه داشتنِ داستان مادرش، داستان مادربزرگش و داستان جد بزرگش را با نرمش مییابد.