خط داستانی
شارِف که یک حسابدار گمرک است، با اومیا ملاقات میکند که او از طریق دوستش فهما شرکت را به کار گیرد. فهما قصد دارد او را از کارش دور نگه دارد به دلیل سخت گیری و صداقت اش. پس از ازدواج اومیا و شارِف، او آشکار میبیند که او با فهما در ت داروفروشی در ارتباط است.