من کارمای تو هستم
Soy tu karma
داریو یک روز در تختخوابش در کنار رناتا بیدار میشود، کسی که هیچ چیزی دربارهاش نمیداند. او شروع به این شک میکند که این یک شوخی از طرف دوستانش یا یک کلاهبرداری است، اما رناتا توضیحی دارد: داریو وجود قبلی خود اوست.