خط داستانی
یک کمدین سالخورده تا گردن در بیابان مکزیک دفن شده است. زنی جوان و لجوج قصد دارد سر او را با بیل میخپاشد؛ تنها چیزی که میتواند او را متوقف کند داستان های او از یک آستانه اسطوره ای است که در آن حقیقت مطلق نهفته است. آیا او در رویاهای اوست یا او در رویاهای او؟ یا قبلاً زوجی مانند بنى اندک وکایان بودهاند که نقشهای برای انتقام از جهان داشتند؟