خط داستانی
ژولا، زن جوان بیگناه و سادهدل که از سعادت جوانی لذت میبرد، مانند هر دختر همسنش به مردان خوشتیپ و خوشقیافه مد روز علاقمند میشود. برای او، جوانی که قلبش را میرباید، حیلهگر و شیاد است به نام دیلرو. با ظاهر دلربا و لباسهای فریبندهاش به طور قطع زنان را به خود جلب میکند و ژولا نیز استثنا نیست. او با دیلرو آشنا میشود و عاشقِ دیوانهوار میشود؛ اما از این که این پسر جوان در سریلانکا حضور دارد و از انگلستان فرار کرده زیرا به قتل دختری جوان، یک تبعه سریلانکایی، متهم است، بیخبر است. زندگی تماماً با این ملاقات سرنوشتساز دستخوش تغییر میشود.