خط داستانی
کیسکه و شیزوکو در کنار رودخانه کیتاکامی بزرگ شدند و قبل از اینکه متوجه شوند به یکدیگر عشق ورزیدند. هجده سال پیش، شیزوکو یتیم شد و توسط والدین کیسکه به فرزندی پذیرفته شد، که او را مانند فرزند خود بزرگ کردند. در کنار رودخانه، زمانی که شکوفههای گیلاس در حال ریختن هستند، کیسکه که اکنون در دانشگاه ثبتنام کرده است، به شیزوکو قول میدهد که در آغاز تعطیلات تابستانی به والدینش درباره آنها خواهد گفت. او سپس به سمت توکیو راهی میشود...