خط داستانی
مک، معدنچی با اندوه، از خواب برمی خیزد و می یابد که در سیاره بی آب و علف کارمنتیس زخمی است. با مخالفت با احساسات خود و هوش مصنوعی ایو که لباس فضانوردی او را کنترل می کند، او برای رسیدن به ایمنی جسمی و روانی تلاش می کند. سایه خاموشی در راه است و تهدید می کند تا زندگی مک را با سرمای شدید بگیرد. سفر مک او را به یک مسیر فیزیکی و عاطفی دشوار می برد تا با غم شخصی اش روبرو شده و بر آن فائق آید تا زنده بماند.