خط داستانی
هرست هورس شکارچی است که میکوشد از پیری اجتناب کند، لیکن بحران هویتی نسبت به خود، جهان او و جنگلها و دشتهایی که دوست میداشت را در بر میگیرد. دو روز پس از گم شدن سگ شکاریاش بیرو، هورس عمیقاً به جنگل میپرد تا سگ گمشده را بیابد و با این کار به جهان طبیعی محبوبش دوباره میپیوندد. او صدای پارس را میشنود و به دنبال بیرو میرود. عمیقتر و عمیقتر میرود. چه چیزی در اعماق جنگل پیدا میکند؟