خط داستانی
اکرم، ۳۲ ساله، بهتازگی از زندان آزاد شده است. او از طریق معامله با پارچههای فلزی برای خانوادهاش امرار معاش میکند. در حالی که اکرم برای کار در امینونو است، چیزی متعلق به همسرش را میبیند و بعداً میفهمد که آن متعلق به اوست. اکرم درمییابد که همسرش پشت سر او کار میبرد و به دنبال آن میرود.