خط داستانی
کتی، نوجوانی یاغی و گوشهگیر، تنها یک چیز را میخواهد: فرار از مؤسسه روانپزشکی که در آن زندانی شده است. او به زودی فرار میکند و در جستوجوی پدرش، تنها کسی که میتواند او را از زندانش آزاد کند، برمیآید. برای پیچیدهتر کردن اوضاع، هماتاقیهایش، نبیله و کارول، در فرار به کتی میپیوندند.