خط داستانی
بر پایه گریس است. داستان دانی سکّو و ساندره تونتالس را روایت میکند دو کودک که در یک شب تابستانی با هم آشنا می شوند و با پایان تابستان خداحافظی می کنند و شاید هرگز دوباره همدیگر را نبینند، اما این یک اشتباه بود. والدین ساندره او را به همان دبیرستانی می فرستند که دوستی با فرنچی دارد اما هرگز انتظار ندارد همکلاسی دانی شود.