خط داستانی
جینا نوجوانی پانزده ساله است که در شهری کنار جنگل زندگی می کند و پدر غیرقابل پیش بینی و خیالپردزش را تحسین می کند که گاه فرزندانش را شب هنگام به جنگل می برد و فراموششان می کند. سیر اتفاقات خانوادگی شکننده می شود وقتی جیمی به بیمارستان روانی می رود. هنگامی که جینا با نیکو، نوجوان همسایه، آشنا می شود، عشق را می فهمد و فرصتی برای فرار از پدرش می بیند.