خط داستانی
یک سرباز نوجوان در جنگ جهانی اول—پسری ساده از یک روستا با رویای جوانی ساده و naive از شهرت و مدال—خود را به ناشناخته میاندازد و در اولین نبرد نابینا میشود، و بدین ترتیب شغل جدیدی را بر عهده میگیرد: شنیدن هوا از طریق قیفهای فلزی بزرگ و متوقف کردن هواپیماهای دشمن.